X
تبلیغات
استحکام ایمان
تاريخ : جمعه 3 خرداد1392 | 8:41 قبل از ظهر | نویسنده : نقی اصغری(فرهاد)

       نباید ریاست جمهوری به دست نظامیان بیافتد !

               تصویر آقای رضایی      تصویری از آقای قالیباف

داشتم به کاندیداهای منتخب شورای نگهبان فکر می کردم . هیچ یک همچون دولت نهم و دهم در حد و اندازه ی ریاست جمهوری کشور بزرگی چون ایران نبودند .

در این میان به تاریخ پر فراز و نشیب ایران اندیشیدم و و سپس دوباره به اسامی کاندیداهای مورد تأیید شورای نگهبان نگاهی انداختم .

به هر حال پس از پایان هشت سال دفاع مقدس بسیاری از فرماندهان نظامی ما نظامی گری را کنار نهادند و به عرصه ی سیاسی و اقتصادی حضور یافتند . در این میان آقایان شمخانی ، رضایی و قالیباف از مشهورترین ها هستند .

درست پس از پایان جنگ ، دوران  ریاست جمهوری نیز با حضور علماء سیاسی همچون آقای هاشمی آغاز گرید و پس از آن با حضور آقای خاتمی ادامه یافت .

اگر دوره ریاست جمهوری مقام معظم رهبری را نیز به آن اضافه کنیم می توان این دوره را دوره تشکیل دولت توسط علماء دانست . پس از آن آقای احمدی نژاد در بستر تاریخ سیاسی کشور ما ظهور کرد او را می توان یک فرد دانشگاهی محسوب نمود و صد البته سابقه شبه نظامی گری را نیز در پرونده ی خود دارد .

                                                   

هماکنون در انتخابات سال ۱۳۹۲ دو چهره قدیمی انتخابات ایران آقای محسن رضایی و آقای قالیباف شانس خوبی را برای پیروزی در انتخابات دارند . اما این نکته را عرض می کنم که رأی دادن به چنین افرادی اشتباه است . روی کار آمدن چنین افرادی در عرصه مدیریت جامعه و سیاست یعنی تشکیل یک دولت نظامی در ایران .

در تاریخ ایران و جهان خصوصاً کشورهای عرب منطقه ، شاهد کودتای بسیاری از نظامیان و در دست گرفت رهبری جامعه توسط آنها بوده ایم و صد البته دولت های تشکیل یافته توسط آنها نیز بسیار دیکتاتور و از لحاظ سیاسی نیز بسیار ناکارآمداز آب درآمدند .

 در ایران امروز به دلیل حضور ولایت فقیه  امکان کودتای نظامی وجود ندارد اما انتخابات می تواند عرصه پنهان این قدرتطلبی واقع شود .

به هر حال کسانی که یک عمر را با روحیات نظامی گری سر کرده اند و با دستور دادن و اجرا کردن بی چون چرای فرامین سروکار داشته اند به هیچ وجه انعطاف پذیری یک سیاستمدار را ندارند .

این که هر کسی می تواند با کمی مطالعه سیاسی و حضور در جریانات حزبی یک سیاستمدار شود چندان بعید نیست اما خلق و خوی شکل گرفته به راحتی قابل تغییر نبوده و بنده به خاطر سر و کار داشتن با نظامیان این را به خوبی درک می کنم .

یک فرمانده ی نظامی هیچ گاه نمی تواند انعطاف پذیر باشد و هرگز نظرات مخالف و مقاوم برایش قابل هضم نیست . در  دنیای نظامی گری آنچه قابل تعر یف است این است که عده ای به عنوان فرمانده دستور می دهند و مابقی به عنوان سرباز بدون اندیشیدن به آنچه که دستور نامیده می شود ؛ اجرایش می کنند . این طیف از آدمها سالیان سال چنین عمل کرده اند و به نوعی این گونه رفتار در آنها به شخصیت تبدیل گشته است . در حالی که دنیای سیاست شخصیت مورد نظر خودش را می طلبد . در دنیای سیاست کسی دستور نمی دهد بلکه سعی می کند که با گمانه زنی و مذاکره و هماندیشی دیگران را با دیدگاه خویش همراه کند . یک سیاستمدار اگر نظرش را مطرح می کند به خوبی می داند که ممکن است سایر جریانهای سیاسی آن را نپذیرند و یا برایشان قابل اجرا نباشد و یا دیدگاهی مخالف با آن داشته باشند بنابراین انعطاف پذیری و عقب نشینی از مهمترین رکن کار در عرصه سیاست است .

حرف در این زمینه بسیار است اما به عنوان کلام آخرم در این زمینه بیان می کنم که ،  رأی دادن به گزینه ای نظامی یعنی پناه بردن به آغوش دولتی نظامی است و پس از آن عرصه سیاسی کشور تغییرات فاحشی خواهد داشت . فضای نیمه باز سیاسی دوران آقایان هاشمی و خاتمی که با روی کار آمده دولت نهم و دهم رو به بسته شدن می نهاد با روی کار آمدن افراد نظامی به کلی بسته خواهد شد و پس از آن شاید به نوعی  شعار ( خواهم آمد با چکمه های رضاخانی ) تحقق یابد .

نباید از ذهن بدور داشت که ، تغییر ظاهر و کوتاه کردن ریش و پوشیدن کت و شلوار به جای لباس نظامی به معنای تغییر کامل خلق و خوی نظامی گری نیست !

 


برچسب‌ها: کودتا, رضایی, قالیباف, انتخابات, دولت نظامی

تاريخ : یکشنبه 29 اردیبهشت1392 | 11:59 بعد از ظهر | نویسنده : نقی اصغری(فرهاد)

اصولگرایانی که باید اصولی شوند !

                       

در فضای سیاسی ایران نمی توان به احزاب و جریانهای سیاسی امید بست . در سالهای پس از انقلاب جریانهای چپ و راست شکل گرفتند بعد از مدتی در بین هر کدام از آنها زاویه ی فکری ایجاد گشت مثلاً در جریان راست تجزیه ای صورت گرفت و گروهی که افراط بیشتری در اصولشان داشتند خود را ( راست راست ) و قسمت دیگر خود را ( راست چپ ) نامیدند . در جریان موسوم به چپ نیز  همین روند را مشاهده کردیم . یعنی یک بخش از این جریان خود را ( چپ راستی )  و قسمت دیگر خود را ( چپ چپی ) نامیدند . جریان میانه روها بماند به کنار . به هر حال اینگونه تجزیه ها در احزاب و جریانهای سیاسی ایران نشان می دهد که آدمهایی که برای یک هدف خاص گرد هم آمده بودند تنها به آن مرام یا هدف یا عقیده گرایش داشته اند نه اینکه آن مرام یا عقیده دینی و سیاسی با وجودشان عجین شده باشد .

در سالهای اخیر دو جریان با نام جدید در فضای سیاسی کشور ظهور کرد که یکی خود را اصولگرا و دیگری خود را اصلاحطلب نامید . ببخشید که این را می نویسم مدتی را در فضای آنها مطالعه کردم خودم را در چهارچوب فکری  هیچ کدام از آنها ندیدم .

یادم می آید که رهبری بعد از جریان فتنه در یک جا اشاره کرده بودند که اصولگراها باید اصلاحطلب نیز باشند .

به هر حال اصولگراها ی ما نیز تنها به اصول اسلام و انقلاب گرایش دارند و به همین دلیل نمی توان به آنها اطمینان کامل داشت . به هر حال بین اصولگرا و اصولی تفاوت است . یک اصولی در شرایط متفاوت رنگ عوض نمی کند و از اصولش تخطی نمی نماید . اما یک اصولگرا ممکن است با تغییر شرایط ، تغییر اصول دهد . هماکنون در جریان اصولگرا هم تجزیه را شاهد هستیم .

هماکنون جریان اصولگرا به دو شاخه تقسیم شده یک شاخه که خودش را حزب اللهی تر می داند ( کاندیدای این قشر آقای جلیلی هستند ) و شاخه ای که خودش را کمتر حزب الهی می داند ( کاندیدای این گروه آقای قالیباف است ) . حالا ممکن است که بعد ها هر یک از این جریانها صاحب نام نیز بشوند و سپس خودشان نیز به شاخه های دیگر تقسیم گردند . اینهایی که فعلاً با یک مرام و عقیده و اصول گرد هم جمع آمده اند ممکن است در شرایطی دیگر اختلاف سلیقه ی دینی و سیاسی پیدا کنند و در فرایند افراط و تفریطها از یکدیگر فاصله بگیرند و سپس جدا شوند و خودشان شاخه ای دیگر را رقم بزنند .

قضیه اصلاحطلبان نیز به همین شکل است . از هر طیف مخالف و موافق و روشنفکر و ... که در بن بست سیاسی قرار می گیرند خودشان را در دل این جریان جای می دهند که قصد تحلیل این جبهه سیاسی را ندارم .

به همین دلیل است که آنهایی که مدتی را در فضای دینی و سیاسی ایران حضور داشته اند و فرایند کاری احزاب را تجربه کرده اند به هیچ وجه حاضر نیستند خودشان را به حزب خاصی پیوند بزنند به همین دلیل است که می گویند که ما نه با اصولگرایانیم و نه با اصلاحطلبان ، نه با چپی ها هستیم و نه با راستی ها ، آنها خودشان را فقط و فقط هوادار خط ولایت می دانند .

برای آگاهی بیشتر از فرایند شکل گیری احزاب در ایران در اینجا کلیک کنید و مقاله ی ( احزاب روح ملتهایند یا بلای جان مردم ! )  را مطالعه فرمایید .

یه لینک هم می ذارم که در مورد احزاب حاضر در انتخابات مطالب نوشته بد نیست یه نگاهی بیاندازید . پایگاه خبری بولتن نیوز را کلیک کنید .


برچسب‌ها: اصولگرا, اصلاحطلب, چپی, راستی, حزب

تاريخ : سه شنبه 24 اردیبهشت1392 | 2:11 بعد از ظهر | نویسنده : نقی اصغری(فرهاد)
برچسب زنی از فضای سیاسی ایران کنار نخواهد رفت !

              

به هر حال حملات شدید نسبت به کاندیداها آغاز شده و هر کس با هر غرض و قصد مربوط به خودش به نوعی سعی دارد که چیزی بگوید .

با توجه به شرکت کاندیداها تا به این لحظه برخی از تحلیلگران و فعالان عرصه سیاست سه بعد را برای انتخابات ۱۳۹۲ فرض کرده اند . آنها می گویند که در این انتخابات تا به این لحظه ۳ جریان یا طیف حضور دارند :

 ۱ ـ جریان اشرافی با کاندیداتوری آقای هاشمی رفسنجانی

۲ ـ جریان انحرافی با کاندیداتوری آقای رحیم مشایی

۳ ـ جریان اصولگرا که به دو شاخه تقسیم می شود : الف ـ محور ائتلاف سه گانه که آقای قالیباف مهمترین کاندیدای آن است . ب ـ گفتمان اصیلتر و حزب اللهی تر که مهمترین کاندیدای آنها جلیلی و زاکانی است .

حالا اگر دو جریان انحرافی و اشرافی در کشور وجود داشته پس چرا لااقل پس از انتخابات ۱۳۸۸ با جریان اول  برخورد نشد و چرا اجازه داده شد که جریان دوم شکل گیرد .

و حالا نیز چرا به این دو جریان اجازه داده می شود که مجوز ورود به وزارت کشور را دریافت کنند .

آنچه را که در سالهای اخیر به نظاره نشسته ایم یک سری اتهامات بی اصل و اساس است که برخی آن را به فرد یا گروهی نسبت می دهند و عده ای دیگر آن را در تحلیل هایشان بزرگ و بزرگتر می نمایند . در حالی که هیچ کس را یارای  اثبات چنین بر چسب هایی نیست

در هیچ جای دنیا به این شکل ناجوانمردانه رقابت نمی کنند . هر کاندیدا و یا هر هوادار جریان یا طیف خاص باید برنامه های خودش را و دلیل شرکتش در انتخابات را بگوید و بنویسد ؛ نه اینکه برای بدر کردن رقیب از میدان دندان تیز کنند .

در انتها لینک هایی را قرار می دهم تا در صورت علاقه مطالعه فرمایید :

خبر گزاری مهر نوشت : خودداری وزرا ازهمراهی مشایی/پیام احمدی نژاد به جریان فتنه/ هاشمی کاندیدای عاشورائی

خبر گزاری مهر نوشت : احتمال رد صلاحیت هاشمی به خاطر کهولت سن

خبر گزاری مهر نوشت : دفتر رئیس جمهور: اقدام احمدی‌نژاد در جریان ثبت نام مشایی دخالت در انتخابات نیست

 فاطر نیوز نوشت : چرا هاشمی آمد ؟

فاطر نیوز نوشت : آیا آیت الله هاشمی متن گفت‌وگوی خود با رهبر انقلاب را منتشر می‌کند؟


برچسب‌ها: رقابت ناجوانمردانه, جریان انحرافی, جریان اصولگرا, بر چسب زدن

تاريخ : سه شنبه 24 اردیبهشت1392 | 1:33 بعد از ظهر | نویسنده : نقی اصغری(فرهاد)

بدعت گذاری های آقای احمدی نژاد ادامه دارد ! همراهی با یک کاندیدا در هنگام ثبت نام !

                

آقای احمدی نژاد به عنوان یک سیاستمدار تندرو و به عنوان کسی که هرگز نتوانسته کار حزبی انجام دهد و یا با کسی در جریانی سیاسی ائتلاف کند از همان آغازین روز حضورش در عرصه رقابت انتخاباتی بدعت های زیادی گذاشتند که سایر رئیس جمهور های گذشته ایران هرگز دست به انجام آن کارها نزده بودند .

به هر حال در آخرین روز ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری ، آقای احمدی نژاد ریاست جمهوری فعلی کشور ما به صورت علنی آقای رحیم مشایی را در هنگام ثبت نام در وزارت کشور همراهی کردند و در مصاحبه با خبرنگاران شرکت نمودند .

این اولین بار است که یک رییس جمهور دست به چنین اقدامی می زند .

معمولاً در پایان هر دوره از ریاست جمهوری یک فرد ، شخص رییس جمهور به نوعی خودشان برگزار کننده انتخابات محسوب می شوند . به همین دلیل دولت مربوطه نباید به صورت مستقیم و علنی با یک کاندیدا همراه شود . به هر حال چنین عملکردی می تواند مردم را نسبت به انتخابات آینده بدبین کند . چون دولت فعلی قصد دارد که با تمام توان از فرد مورد نظر خودش حمایت نماید . وقتی که ایشان به صورت علنی چنین رفتارهایی از خود نشان می دهند مردم حق دارند که حمایت های غیر علنی ایشان را جور دیگر فرض کنند .

به هر حال چنین اقداماتی می تواند بار دیگر انتخابات ۱۳۹۲ را دستخوش حوادث نماید . سازمانهای و مسئولین مربوطه باید این موارد را تذکر دهند .

یادم هست که وقتی استاندار استان ما عوض شد و پس از آن چند مسئول دیگر از مدیران کشور ما توسط دولت فعلی عوض شدند ، در جامعه و بسیاری از مدیران میانی و اجرای زمزمه می شد که دولت دارد کسانی را بر روی کار می آورد که بتواند در طی ماههای آینده برای آقای رحیم مشایی در سطح استانها و شهرستانها رأی جمع کنند . به هر حال مردم باید آگاه باشند و به افرادی که قوانین را دور می زنند و عرف فضای سیاسی جامعه را نادیده می گیرند و از جایگاه خویش سوء استفاده کرده و برای تأمین منافع شخصی خویش  دست به هر کاری می زنند را ناکام بگذارند .

اگر قرار باشد که یک ریس جمهور پس از پایان دوره اش از تمام امکاناتش استفاده کند و فردی از خودش را به جای خویش بنشاند و یا خودش همچنان برای ماندن بر سر قدرت پافشاری کند پس چه بهتر که ریاست جمهوری را نیز در کشور ما مادام العمر یا موروثی اعلام کنند !

 


برچسب‌ها: بدعت های دولت, همراهی با یک کاندیدا, انتخابات 1392, بدبینی نسبت به انتخابات, ناکامی دولت

تاريخ : یکشنبه 22 اردیبهشت1392 | 12:18 بعد از ظهر | نویسنده : نقی اصغری(فرهاد)

دو شعار در بستر فتنه ۱۳۸۸ ـ خدا کند که برای پس گرفتن رأی ۸۸ نیامده باشد !

                                             

... ، ... ، ... کن / سیاست و رها کن

... ، ....  رأی منو پس بگیر

 

این شعارها از مهمترین شعارهای پس از انتخابات ۱۳۸۸ بود . شعار اول را عده ای از مردم در اولین دیدار با آقای احمدی نژاد پس از پیروزی ایشان در انتخابات سر می دادند .

دومین شعار را هم عده ای از مردم در اولین و آخرین نماز جمعه ای که پس از انتخابات ۱۳۸۸ به امامت آقای هاشمی برگزار گردید سر می دادند .

فعلاً که پیر سیاست ایران  عرصه ی سیاست را رها نکرد ، خدا کند که برای پس گرفتن رأی ۸۸ نیامده باشد !

البته آقای خاتمی ریاست جمهوری سابق کشور ما نظر دیگری دارد :

به گزارش خبرنگار مهر، سید محمد خاتمی در حاشیه مراسم ختم پدر همسر کمال خرازی وزیر سابق امور خارجه در جمع خبرنگاران ابراز امیدواری کرد که آیت الله هاشمی رفسنجانی به تصمیم نهایی برسد و در نهایت کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شود.

وی افزود: من فکر می کنم بهترین شخصیتی که می تواند به نظام و به حل مشکلات مردم کمک کند آقای هاشمی است.

رئیس جمهور سابق ایران تصریح کرد: البته بنده همه را خوب می دانم اما در شرایط فعلی فکر می کنم بهترین گزینه آقای هاشمی است.

خودشان نیز چیز دیگری می گویند :

بهار نیوز نوشت : رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که برای ثبت‌نام در انتخابات ریاست جمهوری در ستاد انتخابات کشور حضور یافته بود، گفت: آمده‌ام خدمت کنم و مردم هم حق دارند من را انتخاب کنند یا نکنند.آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، با اشاره به ثبت‌نام خود، در انتخابات ریاست جمهوری گفت: آمده‌ام خدمت کنم و این مردم هستند حق دارند که من را انتخاب کنند یا نه.

 


برچسب‌ها: رأی منو پس بگیر, سیاست و رها کن, آخرین نماز جمعه, آقای هاشمی رفسنجانی, تشنه ی خدمت

تاريخ : یکشنبه 22 اردیبهشت1392 | 11:31 قبل از ظهر | نویسنده : نقی اصغری(فرهاد)
مشایی چون شهابی در آسمان انتخابات ایران درخشید !

                            

جریان انحرافی را بی خیال ، ساخته پرداخته ذهن کج فکران بود . جریان جادو و جادوگر را هم بی خیال با عقل سلیم جور در نمیاد . خلاصه این مرد در کنار یار دیرینش در وزارت کشور حاضر شد و انتظار دارند که تمامی کسانی که از شرایط فعلی کشور راضی اند به این مرد رأی دهند .

بسیاری از کسانی که هوادار دولت نهم و دهم بوده اند هم اکنون به این گزینه می اندیشند .

با توجه به اینکه آقای هاشمی و آقای مشایی به صورت همزمان آن هم در دقیقه نود وارد وزارت کشور شدند و برای کاندیداتوری ثبت نام کردند خدا کند که ۸۸ دیگری را در پیش نداشته باشیم .

خلاصه کلام اینکه از این لحضه به بعد دو قطب انتخابات مشخص شدند ، آقای هاشمی در یک طرف و آقای مشایی در طرف دیگر ! مگر اینکه شورای نگهبان صلاحیت این دو نفر را تأیید نکند .

البته رد صلاحیت یکی از این دو معنا نمی دهد چون در این هشت سال هر دو به یک اندازه مورد هجوم منتقدین خویش بوده اند . به همین دلیل فکر می کنم که هر دو تأیید صلاحیت بشوند . خیر این مملکت فعلاً در این است اما اگر شرّش بعدها گریبان گیر ملت نشود !  ما هم که به عنوان یک ایرانی خیلی آینده بین نیستیم پس بچسب حال را که تا آینده چه کسی مرده و چه کسی زنده .

 

 


برچسب‌ها: جریان انحرافی, یار دولت, هواداران احمدی نژاد, رحیم مشایی, جادو و جادوگر

تاريخ : یکشنبه 22 اردیبهشت1392 | 11:18 قبل از ظهر | نویسنده : نقی اصغری(فرهاد)

آقای هاشمی رفسنجانی چون ستاره ای در آسمان انتخابات درخشید !

                        

 

خلاصه ما گفتیم که سیاست اگر اقتضاء بکند آقای هاشمی خواهد آمد .

این چند روز را همه ی فکرم این بود که تمامی کسانی که تا دیروز در انتخابات نام نویسی کردند هیچ یک مرد میدان شرایط فعلی کشور نیستند و از دستشان جزء بدتر شدن شرایط کاری بر نخواهد آمد . حالا که همه ی رسانه ها بیان کرده اند که آقای هاشمی در آخرین لحظات آمده اند ،  و خودشان هم گفته اند که آمده اند تا خدمت بکنند و این مردم حق دارند که به من رأی بدهند یا رأی ندهند ، اندک امیدی در قلبم ایجاد شد که بقیه مسایل انتخابات را پی گیری کنم . و البته به عنوان یک رسانه سعی خواهم کرد که همچنان بی طرف باقی بمانم ، البته اگر تورم شدید و فقر اعمالی توسط سیاستمداران چند سال اخیر بگذارد !

در پایان سخنانی از مقام معظم رهبری را که در اولین نماز جمعه بعد از انتخابات ۸۸ در مورد آقای هاشمی بیان شد را می آورم :
( آقای هاشمی را همه میشناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهای بعد از انقلاب نیست؛ من از سال 1336 - یعنی 52 سال قبل - ایشان را از نزدیک میشناسم. آقای هاشمی از اصلی‏ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدی و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزی انقلاب از مؤثرترین شخصیتهای جمهوری اسلامی در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد. اینها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهای زیادی داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهای دیگری داشت. در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش از انقلاب یک اندوخته‏ای درست کرده باشد. اینها یک حقایقی است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده ) .

 


برچسب‌ها: هاشمی, رئیس جمهور آینده, ستاره انتخابات, سیاستمداری کهنه کار, مردی انقلابی

تاريخ : یکشنبه 15 اردیبهشت1392 | 10:11 بعد از ظهر | نویسنده : نقی اصغری(فرهاد)

امام خمینی ( ره ) : اگر مردم بخواهند جمهوری اسلامی را حفظ کنند باید مواظب باشند که رئیس جمهور و وزراء و نمایندگان مجلس انحراف پیدا نکنند !

                                                            

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران از همان زمانی که در اندیشه ی خویش تشکیل یک حکومت اسلامیِ بر گرفته از دین را پی ریزی می کردند همه ی جوانب امر را سنجیدند و در سخنرانی های خویش به وفور از مسایلی که وقوع شان می تواند زمینه ساز شکست نظام جمهوری اسلامی شود ، سخن به میان آوردند . حوادث اتفاق افتاده در سالها ی اخیر و قشون کشی های بسیاری از مسئولین نظام در مقابل هم  که منجر به وقوع فتنه ی 88 گردید ، در همان سالهای اول انقلاب توسط امام خمینی ( ره ) پیش بینی و حتی علل وقوع شان نیز مورد  بررسی و تحلیل قرار گرفته بود . حال می خواهم کلامی از امام خمینی ( ره ) را در همین مورد ذکر کنم :

« اگر مردم بخواهند جمهوری اسلامی را حفظ کنند باید مواظب باشند که رئیس جمهور و وزرا و نمایندگان مجلس انحراف پیدا نکنند از حیث قدرت طلبی و مال طلبی اگر رئیس جمهوری بخواهد قدرتمندی نشان دهد آن روز بدانند علامت این است که شکست بخوریم . لذا خود مردم باید جلوشان را بگیرند » . ( امام خمینی ، ج 16 ، 32 )۱

هماکنون نیز انتخابات دیگر را در پیش داریم . هر کس هم که انتخاب بشود باز هم وضع همان است که بود ، مگر اینکه مردم به آنچه امام (ره ) فرمودند عمل کنند . در پایان یکبار دیگر حرفهای بنیانگذار این نظام را بخوانیم و بر روی آن بیاندیشیم .

 

۱ ـ نشریه تحلیلی هادیان سیاسی «هدایت» / صاحب امتیاز : نمایندگی ولی فقیه در نیروی مقاومت بسیج / سال سوم / شماره ی ۲۳ / خرداد ۱۳۸۲ / صفحه ی ۳۷


برچسب‌ها: گفتمان امام, مردم نگذارند نمایندگان و رئیسجمهور انحراف پیدا کنن, وزراء, حفظ نظام

تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت1392 | 8:11 بعد از ظهر | نویسنده : نقی اصغری(فرهاد)

      نزدیک انتخابات است ـ باد به پرچم ها بخوانند !

             

عده ای به وزش بادهای سیاسی نگاه می کنند و عادت کرده اند که همچون یک پرچم برافراشته عمل کنند و در جهت باد به حرکت در آیند . اینگونه افراد جریان سیاسی قوی را در هر زمانی شناسایی می کنند و با آن همراه می شوند برایشان مرام سیاسی و عقیده سیاسی مفهومی ندارد . هماکنون هم بسیاری از رسانه ها ، نشریات و افراد سیاسی چنین عملکردی را در آستانه انتخابات ۱۳۹۲ از خود نشان می دهند .

داشتم از خیابان عبور می کردم . دوستی قدیمی صدایم زد . بعد از کلی سلام و احوال پرسی از من پرسید که در انتخابات سال ۱۳۹۲ به چه کسی رأی خواهی داد ؟ گفتم فعلاً تصمیم نگرفته ام . کاندیداهای فعلی چنگی به دل نمی زنند . ممکن است که رأی ندهم و یا ممکن است که رأی سفید بیاندازم . البته همه چیز به روزهای آتی  بستگی دارد اما اینبار دیگر نمی خواهم  بر اساس نظر و توصیه ی دیگران به شخصی رأی بدهم . اگر ببینم که فرد خوبی در بین کاندیداها نیست ، بدون شک هیچ اجباری در رأی دادن نمی بینم . ما به اندازه ی کافی رأی مصلحتی دادیم بگذاریم اینبار رأی ما حقیقی باشد .

چشمهایش برقی زد . مثل اینکه انتظار چنین حرفهایی را از من نداشت . با تعجب گفت یعنی حتی رهبری هم توصیه کند به آن شخص رأی نمی دهید ؟ گفتم رهبری که در سخنرانی شان اشاره داشتند که هرگز به کاندیدایی  توصیه نمی کنند . در مرام دینی و سیاسی حضرت امام (ره) نیز توصیه کردن به کاندیدایی مشاهده نشد . البته حوادث مربوط به انتخابات سال ۱۳۸۸ یک استثناء بوده است که آن هم بایستی توسط این ملت تجربه می شد .

گفتند : من به فلان شخص ... ،  اگر خودش را کاندید کند ، رأی خواهم داد . با تعجب به او نگاه کردم . انگار برق سه فاز را یک لحظه به من وصل کرده باشند . گفتم : اما شما که در سال ۱۳۸۸ بلندتر از سایرین در راهپیمایی بر ضد سران فتنه فریاد می زدید که ... ، ... ، ... ، اعدام باید گردند ! گفت : آری آن روز منافع من در آن کار بود و امروز پس از چهارسال دوم دولت آقای احمدی نژاد کلی ضرر کرده ام . کار تجارتی ام خوابید و ... .

گفتم : شما می توانید به جریانی همسو با تفکرات دولت فعلی رأی ندهید و بجایش به کاندیدایی دیگر رأی بدهید ، اما انتخاب این شخصی که شما از آن نام برده اید با آن شعار شما ۱۸۰ درجه اختلاف فاز دینی و سیاسی دارد . گفتند : بنده هرگز به دین و سیاست و مرام و عقیده ای فکر نکرده ام . از این لحضه به بعد هر کس که منافع مرا در دولتش تأمین کند مد نظرم قرار خواهد گرفت و ... . انسان باید زرنگ باشد . این آدمها می آیند و می روند مثل باد می مانند . با قویترین آنها همراه شو و به محضی که تزلزل در قدرت آنها مشاهده کردی به رقیب قوی ترشان بپیوند . اینگونه دولتت مستدام خواهد بود . مهم دولت خود انسان است نه دولت دیگران .

از حرفهایش خنده ام گرفت . به او گفتم رفیقی چند سال پیش برایم تعریف کرد که پدرش می گفت : در زمان قیام مصدق و جریان کودتا ، یکی از دوستانش در تهران ، آن هم در یک خیابانی که عرصه درگیری های مصدقی ها با هواداران شاه بود مغازه داشت . او شخصی بود که دوست نداشت جانش را و منافعش را به خاطر تفکرات دینی و سیاسی به خطر بیاندازد . به همین دلیل یک قاب عکس دو طرفه ساخته بود که در یک طرف آن عکس مصدق و طرف دیگر آن عکس محمد شاه پهلوی چسبانده شده بود . او این قاب عکس را بر دیوار مغازه اش آویخته بود . خودش تعریف می کرد که آن خیابان عرصه هجوم و درگیری هواداران دو طیف شاه خواه و مصدق طلب قرار داشت . من هم هر بار که صدای شعار ( از جان خود گذشتیم با خون خود نوشتیم یا مرگ یا مصدق ) به گوشم می خورد یا هوادارانش وارد مغازه ام می شدند ، آن قاب عکس را بر می گرداندم و عکس مصدق را در معرض دید قرار می دادم . هر بار هم که طرفداران شاه به داخل مغازه می ریختند و فریاد جاوید شاه بر می آوردند من هم بلافاصله قاب عکس را بر می گرداندم و عکس شاه را در معرض دید قرار می دادم و بدین شکل عکس مصدق پنهان می ماند . در آن زمان خیلی از افراد جانشان را به خاطر این درگیری ها از دست دادند اما بنده با آنکه مغازه ام در خطرناکترین نقطه درگیری ها قرار داشت پا برجا ماندم .

به او گفتم : شما هم همانند قهرمان این داستان ما یک باد به پرچمید . متأسفانه ما را با شما هفتاد و چند میلیون محاسبه کرده اند . خندید و گفت : آنچه سازد شیر را روبه مجاز ، احتیاج است احتیاج است احتیاج . اگر افرادی چون ما نباشند افرادی چون شما نسل انسانی را با  عقاید سیاسی و تعصبات دینشان منقرض خواهند کرد .

دیدم در وسط خیابان جای خوبی برای مناظره و مباحثه نیست هر دو رضایت به خندیدن دادیم و با یک خداحافظی گرم از هم جدا شدیم .

 

 


برچسب‌ها: باد به پرچم, روبه, احتیاج, قاب عکس, انتخابات

تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت1392 | 0:4 قبل از ظهر | نویسنده : نقی اصغری(فرهاد)

عدم استقبال مردم گیلان از ریاست محترم جمهور

                                   

همزمان با روز کارگر ،  آقای احمدی نژاد در ادامه چهارمین دور سفرهای ریاست جمهوری به استان گیلان سفر نمود .

از چند روز مانده به این سفر در میادین اصلی شهر رشت بنرهای بزرگی نصب گردید و به حساب خودشان اطلاع رسانی کامل صورت گرفت . بسیاری از مسئولین استان از همان چند روز مانده به این سفر ، سعی نمودند که به نوعی بعضی از پروژه  های رها شده را با عجله تا بدان جا برسانند تا بتوانند در هنگام بازدید عملکرد خویش را خوب و قابل توجیه جلوه دهند .

بنده به دلیل حضور در قشر کارگر جامعه از همان ابتدا حدس می زدم که استقبال مردمی از ریاست محترم جمهوری صورت نخواهد گرفت . و سرانجام ریاست جمهوری مزد عملکرد خویش را دریافت نمودند .

آقای رئیس جمهور در سفرهای قبلی به گیلان وعده های زیادی داده بودند که حتی نتوانستند یکی از آنها را اجرا کنند . قرار بود که ایشان نهضت مبارزه با بیکاری را از استان گیلان آغاز کنند چون به خوبی می دانستند که استان گیلان از نظر داشتن جوانان بیکار ، آماری به اندازه چندین استان بزرگ کشور دارد . اما نهضتی که ایشان از آن دم زدند به هیچ وجه استارت نخورد و با توجه به تورم ایجاد شده که حاصل اجرای اشتباه طرح هدفمند کردن یارانه های ایشان بود ؛ بسیاری از شرکت ها شهر صنعتی رشت بسته شدند و این سبب شد که بر تعداد آمار بیکاران استان افزوده شود .

به هر حال عدم استقبال مردم رشت از ریاست محترم جمهوری از چشم برنامه ی ۳۰ : ۲۰ ( صرفاً جهت اطلاع ) دور نماند و در گزارشی بسیار کوتاه به عجله مدیران پروژه های رها شده ی  استان در چند روز مانده به این سفر ، دادن پیامک برای مردم برای استقبال از ریاست جمهوری ، و سرانجام پخش تصاویری از عدم استقبال مردم رشت از سفر ایشان اشاره داشتند .

تا یادم نرفته اشاره ای کنم به اینکه بنده نیز به استقبال ایشان نرفتم چون ملتی به بزرگی ایران تنها از خدمتگزاران خویش استقبال خواهد کرد . اما در دور قبلی سفر ایشان در مراسم استقبال شرکت داشتم . خیابانها پر بود از جمعیت . بنده نیز در گوشه ای ایستادم تا سیاستمدار محبوب قشر مستضعف از راه برسد . هر کس یک یا چند نامه در دست داشت که نشانگر گرفتاری و بدبختی شان بود . امیدشان این بود که این مرد به عنوان عدالتگستر کشور مشکلاتشان را بر روی کاغذ بخواند و مرهمی بر دردشان بنهد . وقتی که ماشین حاوی ریاست جمهوری از راه رسید مردم شروع کردند به شادی بنده هم از شادی آنها شاد بودم اما در این میان چیزی نظرم را به خویش جلب نمود . نامه های مردم . چندین پلاستیک و گونی لبریز از نامه های مردم در کف ماشین حاوی ریاست جمهوری و سایر ماشینها همراه ایشان وجود داشت که سرشان باز بود و نامه های مردم در کف ماشین در زیر پای کسانی که بر رویش ایستاده بودند تا بهتر به دید مردم بیایند لگد مال می شد . مردم نامه های خودشان را به آنها می دادند و آنها نیز نامه ها را به کف ماشین می ریختند . آن روز فهمیدم مردمی که از تاریخ عبرت نگرفتند در حال و آینده نیز عبرت نخواند گرفت . بنابراین باید سزای کار خویش را ببینند . همانروز حدس زدم که در سفر بعدی فاتحه ی استقبال مردمی خوانده است .

همچنین یادم می آید که در آن روز ریاست جمهوری در سخنرانی شان مردم را به خواندن نماز اول وقت تشویق کردند در حالی که در همان روز به دلیل حضور مردم در مراسم استقبال از ایشان ، تمام نمازها خارج از وقت اصلی خوانده  شد . سیاست به همین چیزهاست .

در پایان با بیان یک داستانک این مقوله را به پایان می برم :

گفته اند که در میدان شهری یک  مبلّغ بر بالای سکّوی سخنرانی قرار گرفت و بانگ بر آورد که یک پیامبر ، سیاستمدار و خادم جدیدی ظهور کرده است و بنده از طرف ایشان برای شما حاوی پیام برابری و برادری و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی ، تقسیم صحیح بیت المال ، گرفتن حق فقرا از ثروتمندان ، کوتاه کردن دست اختلاس گران و دلالان از منابع ملی و دولتی ، مبارزه با زمین خواران ، ساختن هر روز یک کارخانه به انجام هدفمند کردن سوخت ( ببخشید اشتباه شد این یکی در گذشته صورت نگرفته ! هاهاها ... ) ، پرداخت سهام و یارانه به هدف کاهش فاصله دهکها و مبارزه با نظام طبقاتی ، دادن خدمات دولتی به همه ی ایالات و ولایات بدون قایل شدن تبعیض در بالای شهر بودن یا پایین شهر بودنشان ، زمینه سازی مقدمات ظهور آخرین موعود و آغاز حرکت عدالت محورانه ایشان  و ... هستم .

مردم بیچاره در پای سکّو ( تریبون به سبک قدیم ! هاهاها ... ) جمع شده بودند و مجبور بودند که باز هم چون گذشته یکبار دیگر امید ببندند که عدالت بر پا شدنی است . مجبور بودند که یکبار دیگر خیال کنند که سوشیانس۱ عصرشان ظهور کرده است . مجبور بودند که باز هم هورا بکشند و سرنوشت خویش را ، سرنوشت خانواده های خویش را ، سرنوشت نسلهای آینده ی خویش را ، سرنوشت دنیا و آخرت خویش را به دست کسی بسپارند که این مبلّغ داشت از کمالات و کرامات او دم می زد .

هر چقدر که مردم هورا می کشیدند مبلّغ داستان ما نیز بر آب و تاب وعده های خویش می افزود . در این میان یک نفر ، آن هم فقط یک نفر ، مثل بقیه نمی اندیشید ، پس دستش را بالا برد و از مبلغ اجازه خواست که بگذارد سئوالی از ایشان بپرسد . مبلغ ( بوق چی ، شیپور چی یا کوبنده بر طبل انتخابات )  سکوت کرد تا سئوالش را بپرسد . مرد چند قدم جلوتر آمد و پرسید : می خواهم بدانم که آیا این ابر مرد و منجی بزرگی که شما از او این همه تعریف می کنید دهان هم دارد ؟ مبلّغ پاسخ دادند : آری ، مگر می شود که دهان نداشته باشد ، او نیز چون همه ی ما آدم هاست و دهان دارد ! مرد عاقل نیشخندی زد و گفت : چون دهان دارد پس او نیز چون دیگران خواهد خورد !

در پایان اشاره کنم که سفر ریاست محترم جمهوری به همراه یار دیرینه شان آقای رحیم مشایی به شهر رشت در حالی صورت گرفت که طی هفته های قبل شورای اسلامی شهر رشت به دلیل فساد مالی و بازداشت اعضای آن منحل اعلام گردید .

در پایان آدرس چند وب را می گذارم که در زمینه دور چهارم سفرهای ریاست جمهوری اطلاع رسانی کردند می توانید بر رویشان کلیک کنید و مطالبشان را بخوانید :

جامعه خبری تحلیل الف به نقل از آقای جعفر زاده نماینده مردمی رشت نوشت :دیگر خبری از آن استقبالهای پرشور گذشته نبود .  

 تی نیوز نوشت : نماینده مردم رشت: دروغ گفتن هم حد و اندازه دارد

جهان نیوز نوشت : مردم عوض شده‌اند یا دکتر احمدی‌نژاد! محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در شرایطی دور چهارم سفرهای استانی خود را آغاز و اسفندیار مشایی را هم با خود همراه کرده است که استقبال مردمی از این سفرها تامل برانگیز است. اصفهان .

خبر فارسی نوشت : وعده دردسرساز آقای استاندار در قبال استقبال مردم از احمدی‌نژاد . بی‌تدبیری استاندار سمنان باعث تجمع مردم مهدیشهر در مقابل استانداری شد.

آفتاب نوشت : سنگ تمام استانداری برای پرشورسازی استقبال از رییس جمهور .

 

 

حق یارتان

 

۱. سوشیانس ـ سوشینس : به باور زرتشتیان بر اساس آنچه که آموزه های اوستا به آن اشاره دارد در هر قرن یا عصری یک منجی ظهور خواهد کرد و دست به اصلاح و آبادانی خواهد زد تا سرانجام در پایان کار جهان آخرین منجی و مصلح بزرگ بشری یا همان آخرین سوشیانس ظهور نماید . بنابراین  سوشینت یا سوشیانت یا سوشیانس یا استوت ارت (سودرسان، دانا) به عنوان رهایی بخش است که در دین زرتشت یا مزدیسنا آخرین رهاینده زمین یا منجی آن محسوب می شود . ( صرفاً جهت اطلاع ) .



  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ